پگاه دلمو بد جور شکستی... هیچ حسی دیگه بهت ندارم...
سلام به همه دوستان گلم اما توی این یه سال یاد گرفتم که هر آشغالی ارزش نگه داشتن نداره و یاد گرفتم که به هر کس زیاد توجه کنی فکر میکنه واقعا کسیه واس خودش و تنهات میذاره میره اما یه مدت بد میفهمه (پگاه) که کسی نبوده و بر میگرده اون موقع هست که دیگه خیلی دیر شده. آره ؟ پگاه بد از ۱ سال بر گشت اول دوستش بهم زنگ زد و گفت که پگاه اشتباه کرده و فکر کرده که اون پسره باهاش ازدواج میکنه چون قول ازدواج بهش داده بوده! و الان میخواد برگرده پیش شما و از این حرفا... منم بش گفتم بهش بگو اگه جلوم جونم بدی دیگه واسم مهم نیست و بی تفاوت از کنارت رد میشم خلاصه دوستش دید که یه حرف زدم که هیچ جوابی نمیتونه بده قطع کرد ۲باره چند روز بعد خودش زنگ زد داخل مدرسه بود صدای بچهها میومد بهم گفت میشناسی؟ شناخته بودم بی تفاوت گفتم نه نمیشناسم معرفی کن؟؟؟ گفت واقعا نمیشناسی دوباره گفتم نه بد گفت آی کیوت اومده پایینها گفتم حرفتو بزن نمیخواست بگه که میخواد برگرده و میخواست با این حرفاش بم بفهمونه یه جوری که میخواد ۲باره با هم باشیم منم جمله ای که واسه دوستش گفت بودمو واس خودشم تکرار کردم(اگه جلوم جونم بدی دیگه واسم مهم نیست و بی تفاوت از کنارت رد میشم) که با گوش خودش بشنوه و یاد کارش بیو فته که چه شکلی اون روز توی کوچشون خوردم کرد همه چیزمو...؟ غرورمو ، عشقمو و اون همه دوست داشتنمو. بازم گاهی سر میزنم نظراتو چک میکنم فکر نکنید دیگه واقعا سر نمیزنم فقط نظرات چک میکنم بعضی وقتا. ممنونم از همتون که توی این ۱ سال بازم اومدینو به وبم سر زدین خواستم چند ماه بعد اون قضیه برگردمو بنویسم؟ اما دیگه واقعا نمیخواستم اسم پگاه و جملاتی که واسش نوشته بودم به چشمم بخوره. در آخر چون خودم کشیدم زجر این نوع دردو این شعرا تقدیم میکنم به همهٔ شماهایی که میاین وبم و مطالبمو میخونید... سلام دوستان گلم که در این مدت که دل تنگ بودم که میشه گفت 300 روز شد تنهام نذاشتید کمکم کردید از راهنمایی تک تکتون ممنونم شماها خیلی کمکم کردید اما اون شکستم ؟! آره شکستم؟؟؟ روز پنج شنبه که رفته بودم تو مسیر مدرسه تا خونشون تا حرفایی که شب قبلش با کمک اشکام روی کاغذ آورده بودم بهش بدم با صحنه ای روبه رو شدم که دوست داشتم اون لحظه کور میشدم ؟!؟!؟ عجله نکنید واسه فهمیدن علت وجود شکستم ، غرور شکستم ؟؟؟ واستون میگم که چه شکلی وجودم را خورد کرد ...؟! پــــگـــــــــــــــــــاه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آره به خدا جای تعجبم داره!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟ دزد عشق چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو قلبت هدیه داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه بدی که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوسش داری چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک من که توی خیابون منتظرش ایستاده بودم با ماشین دیدم از پیاده رو اومدش به طرف خیابون و سوار یه ماشین که جلوی من بود شد در اون لحظه تصمیم گرفتم برم دنبالشون و جلوشون را بگیرم و همه حرفام را به پگاه نامرد بزنم خوی بالاخره توی کوچشون که میخاست پیاده بشه با هم روبرو شدیم رفتم کنار ماشین اون ایستادم شیشه را دادم پائین به پسره گفتم با تو کار ندارم با اون حرف دارم ... وقتی پیاده شدیم داد میزدم و به پگاه گفتم بیا تف بنداز تو روم داااااااااااااد زدم زود باش دیدم اومد جلو چشماشو انداخت تو چشمای من منم چشمامو انداختم تو چشماش گفتم منتظر چی هستی زود باش تف بنداز دیدم رفت عقب گفت چی میگی ؟؟؟ اون پسره که مثه بت ایستاده بود ما را تماشا میکرد به پگاه گفت این کیه پگاهم گفت اون لحظه بود که احساساتی شدم داد با اشکی که میریختم داد زدم پگاه دوستت داشتم نفهمیدی؟! گفتم عشق پاکم را باور نکردی؟! گفتم شکستیم پگاه؟! که یه دفعه ای عصبانی شد گفت که میزنم دهنت را پر خون میکنم ها آره پگاه گفت!!! گفتم بزن زود باش دیگه تو وجودم را پر خون کردی بعدش دیدم که رفتند سوار ماشین بشند پسره هم فقط مثه بت ایستاده بود و به پگاه هی میگفت چکارش کنم؟بزنمش؟ منم به پسره گفتم واسه دعوا نیومدم با تو هم دعوا ندارم با اون کار دارم دیگه منم داشتم سوار ماشین میشدم داشتم در ماشین را می بستم بلند داد زدم عشق پاکمو باور نکردی دیدیم که یه دفعه ای پگاه آجری که پیش پاش بود را برداشت محکم زد به شیشه ماشین !!!!!!!!؟؟؟؟!!!!!!!!! نه نشکست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!! بعدش سریع رفتند که کسی از همسایه هاشون متوجه نشه اما من بعدش با یکی از همسایه هاشون که فکر کنم 28 سالیس بود رفیق شدم و اونم آماره پگاه را داشت بقیش زیاد مهم نیست اصل ماجرا و علت خرد شدنم همینی بود که پگاه به سرم آورد به خدا این داستان تخیلی نبود این اتفاقی بود که روز1387/1/22 ساعت 1:20 ظهر افتاد واسم !!! کاش میتونستم الان اشکام را یه جوری برای خاطره می ذاشتمشون اینجا ................ خدا من دیگه با یه دل پر از غصه چکار کنم آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا من دیگه با وجودی شکسته چکار کنم آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آره وبلاگ واسه همیشه تعطیل شداما نظرات شما دوستان گلم را چک میکنم همیشه ... پس هر نظری دارید واسم بزارید الان دیگه تنهای تنهام با احساسات پای مال شدهام ~~~~~~~~~~؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!~~~~~~~~ شب را دوست دارم بخاطر تاریکی.... تاریکی را دوست دارم بخاطر تنهایی... تنهایی را دوست دارم بخاطر فکر کردن ... فکر کردن را دوست دارم بخاطر شما دوستان گلم... شما دوستان گل را دوست دارم بخاطر چشمانتان... چشمانتان را دوست دارم بخاطر قطرات اشکی که میدانم بر سر مزارم خواهید ریخت!!!!!!!!؟؟؟؟!!!!! گر از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گفت... ای عشق غم تو سوخت بسیار مرا بد ترین کلمه:تمسخر ~~~فدای همگی تون~~~ منتظر نظراتتون هستم دوستان عزیزم.......... محتاجم به دعاهاتون ؟!؟!؟........................؟!؟!؟ ؟!؟!این روزها انگار تمام غصه های
آدما توی سینه منه؟!؟! اما من دل تنگ پگاهم چکار کنم::: دوستان گلم زودتر بتونم باهاش بحرفم ؟!؟!؟دوستان فراموش نشدنیه من؟!؟!؟ عزیزان استفاده کنم و هم هستم من هر روز نظرات وبلاگ را چک پگاهم صحبت کنم آپ نمیکنم پس بدونید وقتی آپ کردم حتما؛ پگاهمو دیدمش...؟؟؟
چند وقته اتفاقات خیلی عجیبی توی
زندگیم می افته دارم دیوونه میشم اگه راست
باشه دیگه وبلاگ واسه همیشه تعطیل میشه؟ منتظر باشید خبرتون میکنم... اینم به مناسبت ولنتاین تقدیمش میکنم به همه عاشقان و دوستای گل و مهربونم :. ~ ~ولنتاین درمناطق مختلف کشور~ ولن تاين در اردبيــل : خديجه : رحيم آقا ! تو بيلميـري امروز چه روزيه ؟ رحيــم : والا فِچ ميكنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟ خديجه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه !! رحيـــم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟! خديجه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته ! روز من و شوماست ! رحيــم : شوما كيه ؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاكو رو از آشپزخونه بيار .... خديجه : رحيم آقا ! شوما اصن به من هيچ وقت توجه نميكني ! منم آدامام بابا به خدا ! منم مث شما از بچگي بزرگ شدم حگّ مادري دارم به جَردنِ بچه هات بالام ! رحيـــم : بيبين خديج ! من تا حالا چيزي كم گذاشتم ؟! كوتاهي شده از گِبال من ؟! چ خديجه : رحيم آقا ! امروز همه دوست پسرا واسه دوست دختراشون كادو ميخرن ... خوب شوما چيرا نميخري ؟ رحيـــم : آخه زن ! تو اصن خودش و با من چيكار داري ؟ آخه كدوم مردي واسه زنش سالي يه بار تولّد ميگيره؟ كه من واسه تو ميگيرم ؟ خديجه : اصن هرچي شوما بيگي ! به ما ولرم تايم نيومده بابا ... دستاتو بشور بيا شامتو بخور بابا ! ولن تاين در جواديه تهران : بتول : آق ميـتي ! ميدوني امروز چه روزيه ؟ ميتي : دست كم گرفتي مارو مس كه ! خب امروز سالگرد آزادي آق ميتي از زندونه ديه !! بتول : نه بابا ... امروز روز زيد بازاست ... توام كه امامِ زيد بازايي .... !!! بتول : اول كادو آق ميتي ... ميتي : واستا ! بيگير اينو بپوش .. خدائي كل مسجد شارو گشتم اينو پيدا كردم ... از رنگ سبز فسفري خوشت ميومد ديه ؟! اينو بپوشي چه هلوئي ميشي به مولا !! بتركونيم ! بتول : ايول ! دمت فرت آق ميتي !! خدائيش خيلي آقائي ! آخه كي ولوووووم تاين واسه زيدش مايو سه تيكه ميخره ؟ ها ؟؟؟ ميتي : دِهــــه !! اين جاي تشكرته ان تركيب ؟ ميخواي يه جوري بزنم تو لگنت كه مث اين مايو سه تيكه بشي ؟!! بتول : اصن ميدوني چيه ؟ نخواستيم داداش .. به ما اين غلطا نيومده ! ميتي : !! مگه منو تو چيمون از اين بچه سوسولا كمتره كه وووولوم تاين ميگيرن واسه هم ... بتول : باشه باااااااا !! نمودي ... ميتي : آها ! ايول حالا شد .. ! لبرو بده بياد ... جوووووون !!! بدون نظر نذاری بریها این روزا بدون نطر بری میگن خوب نیست پس نظر یادت نره این همه خوندی چه خوشت اومده چه بدت یه نظر هم توی قسمت نظرات از خودت جا بذار و برو ب خدا من خوشحال میشم عزیزانم... منتظرم یادت نره ها ؟؟؟ تازه میگی چیا!!! ای بابا... عزیزم نظر را میگم دیگه... خوب حالا که یادت اومد پس شروع کن گلم..
.bmp)
.
!!!!!!!!!!
میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست همه راحت شد..
آره از عشق تو دیونگی هم عالمیه...
آویخت مسیح وار بر دار مرا
چندانکه دلست خواست بیازار مرا
مگذار مرا زدست مگذار مرا
مناسب ترین کلمه:خداوندزیباترین کلمه:عشق
پر احساس ترین کلمه:محبتپر معنا ترین کلمه:نگاه
عالی ترین کلمه:دوستیتلخ ترین کلمه:جدایی
دردناک ترین کلمه:خیانت

۷۰ روزه نتونستم باهاش صحبت کنم بد
جوری دلم گرفته و بغض داره خفم میکنه
میبینمش اما موقعیت نیست که
باهاش بحرفم.؟!؟ برام دعا کنید
من که غیر از
خدا و شما دوستای گلم کسی را ندارم
پس بهم کمک کنید چکار کنم ازتون
خواهش میکنم در قسمت نظرات
راهنماییم کنید بی صبرانه منتظر
راهنمایی هاتون میمانم
راستی من هر روز نظرات را میبینم تا
ببینم کدومتون با معرفتترین میخوام
دوستای با معرفتم رابهتربشناسمشون یه
تست~!~!~؟
معرفت شناسی هم هستش دوستان
امیدوارم بتونم از راهنمایی شما
اینکه اگر که سوال خصوصی داشتید ازم
بپرسید دوستای گلم تنهام نزارید کمک و
راهنماییم کنید جبران میکنم؟!
عزیزان من بی صبرانه
منتظر راهنمایی شما
میکنم به هر حال منتظرم
خیلی هم منتظرم دلم
خیلی تنگ شده برای
پگاهم نمیدونم تا حالا برای
شما هم چنین اتفاقی
افتاده یا اینکه نه؟ منظورم
اینه که متوجه میشید چی
میگم؟؟؟
برای تک تکتون آرزوی
موفقیت و خوشبختی
میکنم...
؟!منتظرم ها!؟
دوستای عزیز و مهربانم
فعلا" بای
راستی دوستان عزیزم تا نتونم با
منتظر راهنمایی هاتون هستم...
| Design By : Night Melody |

